











|
|
||||||||||||||||||||||||||||
نظر بدهییییییییییییییییییییییییییییید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! مغز اقایون و خانم ها و در بیمارستان، جایی که یکی از افراد فامیل که به طرز مرگباری مریض بود، بستری شده بود، همه ی قوم و خویش ها توی اتاق انتظار جمع شده بودند.
بالاخره دکتر وارد شد، با نگاهی خسته، ناراحت و جدی.
دکتر در حالی که قیافه ی نگرانی به خودش گرفته بودگفت:"متأسفم که باید حامل خبر بدی براتون باشم، تنها امیدی که در حال حاضر برای عزیزتون باقی مونده پیوند مغزه. این عمل کاملاً در مرحله ی آزمایش قرار داره و ریسکی و خطرناکه ولی در عین حال راه دیگه ای هم وجود نداره. بیمه کل هزینه ی عمل را پرداخت میکنه ولی هزینه ی مغز را خودتون باید پرداخت کنید."
اعضای خانواده در سکوت مطلق به حرف های دکتر گوش می کردن، بعد از مدتی بالاخره یکیشون پرسید:"خب، قیمت یه مغز چنده؟"
دکتر بلافاصله جواب داد:"5000$ برای مغز یک مرد و 200$ برای مغز یک زن!!"
موقعیت ناجوری بود، آقایون داخل اتاق سعی می کردن نخندن و نگاهشون با خانم های داخل اتاق تلاقی نکنه، بعضی ها هم با خودشون پوزخند می زدن!!
بالاخره یکی طاقت نیاورد و سؤالی که پرسیدنش آرزوی همه بود از دهنش پرید که:"چرا مغز آقایون گرون تره؟"
دکتر با معصومیت بچه گانه ای برای حضار داخل اتاق توضیح داد که:"این قیمت استاندارد عمله!! باید یاد آوری کنم که مغز خانم ها چون استفاده می شه، خب دست دومه و طبیعتاً ارزونتر!!" لبنیات طعم دار Yoplait Concept (مفهوم) : قدرت و ایجاد وجه تمایز Slogan (شعار تبلیغاتی) : BURSTING WITH BIG FRUIT Technique (روش و تکنیک) : اغراق و بزرگنمایی وجه تمایز
تبلیغ خلاقانه YOGA CENTER Concept (مفهوم) : انعطاف پذیری فوق العاده Technique (روش و تکنیک) : استفاده از شباهت مفهومی و فرمی
آدامس EXTRA Concept (مفهوم) : محافظت از دندانها Slogan (شعار تبلیغاتی) : Takes Care of your Teeth Technique (روش و تکنیک) : جایگزینی و انتقال ارزش به کالای مورد نظر ![]() ادامه مطلب هوش پايراست شما چقدراست؟ يك جراح استخوان مي گويد: به نظر من يك سري اعمال و حركات وجود دارد كه مغز انسان قادر به انجام نيست و يا اينكه براي آنها برنامه ريزي نشده است. تست زير اين نكته را ثابتميكند.
ادامه مطلب يك معادله جالب: از سن خودت 20 سال كم كن، عدد باقيمانده را با 7 جمع كن، اگه عدد زوج بود با 1 جمع كن و ادامه مطلب
مثلث
برمودا محلی است وهمانگیز که در آن صدها هواپیما و کشتی در هوا و
دریا ناپدید شدهاند. بیش از هزار نفر در این منطقه وحشت گم شدهاند، بدون
اینکه حتی یک جسد یا قطعه پارهای از یک هواپیما یا کشتی مفقود شده ، به جا
مانده باشد.
ادامه مطلب ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
![]() تی شرت چتر دسته این چتر در قسمت شانه لباس قرار دارد، همچنین بندی برای بستن چتر روی لباس نصب شده است. ![]() تی شرت تیر برق رو این لباس بندینک هایی به عنوان سیم های برق قرار دارد. ![]() تی شرت تخته (Reversi) در طراحی این تی شرت از یک بازی سنتی خانوادگی به نام Reversi الهام گرفته شده است. ![]() تی شرت پیچ تخلیه آب روی این تی شرت توپی قرار دارد که قابل حرکت دادن است. ![]() تی شرت کیف دوشی روی این تی شرت کمربندی با یک حلقه پلاستیک واقعی نصب شده که در انتها به یک کیف نقاشی شده در پشت کمر منتهی می شود. ![]() تی شرت شیر آب روبان هایی از حریر روی پیراهن دوخته شده تا به خوبی جریان آب روان از شیر آب را نشان دهد. ![]() تی شرت کتاب روی این تی شرت زیبا طرح یک کتاب ابز طراحی شده است. خودکاری نیز روی این لباس قرار دارد که هنگام یادداشت برداری می توان از آن استفاده کرد. ![]() تی شرت پرده ای درون این تی شرت های ریسمانی قرار دارد که با کشیدن آن می توان پرده را باز و بسته کرد. ![]() تی شرت جاروبرقی جاروبرقی طراحی شده روی این لباس در حال مکیدن لباس به درون خود است. ![]() ![]() ![]() تی شرت بند کفش می توانید بند کفشتان را نبندید! مطمئن باشید زمین نمی خورید!!
انتخاب با شماست،از کدومش
میتونی بگذری؟
ادامه مطلب
ادامه مطلب دکتر ها معتقدند که اگر بتوانید ظرف ۳ ثانیه صورت مردی را در میان دانه های قهوه در عکس زیر پیدا کنید، نیم کره راست مغز شما، بهتر از افراد دیگر پرورش یافته است. اگر بین ۳ ثانیه تا یک دقیقه طول بکشد، نیم کره راست مغز شما به صورت عادی پرورش یافته است. اگه بین یک دقیقه تا سه دقیقه طول بکشد، یعنی سمت راست مغز شما کند عمل میکند و باید پروتئین بیشتری مصرف کنید. اگر هم بعد از سه دقیقه هنوز نتوانستید آنرا پیدا کنید،پیشنهاد میشود بیشتر به دنبال انجام اینگونه تست ها باشید تا آن بخش از مغزتان قوی تر بشود.
همه می پرسند:
چیست در زمزمه مبهم آب؟ چیست در همهمه دلکش برگ؟ چیست در بازی آن ابر سپید، روی این آبی آرام بلند که ترا می برد این گونه به ژرفای خیال؟ چیست در خلوت خاموش کبوترها؟ چیست در کوشش بی حاصل موج؟ چیست در خنده جام که تو چندین ساعت، مات و مبهوت به آن می نگری؟ نه به ابر، نه به آب، نه به برگ، نه به این آبی آرام بلند، نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام، نه به این خلوت خاموش کبوترها، من به این جمله نمی اندیشم. من مناجات درختان را هنگام سحر، رقص عطر گل یخ را با باد، نفس پاک شقایق را در سینه کوه، صحبت چلچله ها را با صبح، نبض پاینده هستی را در گندم زار، گردش رنگ و طراوت را در گونه گل، همه را می شنوم؛ می بینم. من به این جمله نمی اندیشم. به تو می اندیشم. ای سرپا همه خوبی! تک و تنها به تو می اندیشم. همه وقت، همه جا، من به هر حال که باشم به تو می اندیشم. تو بدان این را، تنها تو بدان. تو بیا؛ تو بمان با من، تنها تو بمان. جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب. من فدای تو، به جای همه گلها تو بخند. اینک این من که به پای تو در افتادم باز؛ ریسمانی کن از آن موی دراز؛ تو بگیر؛ تو ببند؛ تو بخواه. پاسخ چلچله ها را تو بگو. قصه ابر هوا را تو بخوان. تو بمان با من، تنها تو بمان. در دل ساغر هستی تو بجوش. من همین یک نفس از جرعه جانم باقیست؛ آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش.
روزی مرد کوری روی پلههای ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار
پایش قرار داده بود روی تابلو نوشته شده بود: من کور هستم لطفا کمک کنید.
روزنامه نگارخلاقی از کنار او می گذشت، نگاهی به او انداخت. فقط چند سکه در داخل کلاه بود. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر آنروز، روز نامه نگار به آن محل برگشت، و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صدای قدم های او، خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته، بگوید که بر روی آن چه نوشته است؟ روزنامه نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده می شد: امروز بهار است، ولی من نمی توانم آنرا ببینم!!! وقتی کارتان را نمی توانید پیش ببرید، استراتژی خود را تغییر بدهید. خواهید دید بهترین ها ممکن خواهد شد. باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است. حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل، فکر، هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است .... لبخند بزنید
مردي صبح زود از خواب بيدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند.
لباس پوشيد و راهي خانه خدا شد. در راه به مسجد، مرد زمين خورد و لباسهايش کثيف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. مرد لباسهايش را عوض کرد و دوباره راهي خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمين خورد! او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. يک بار ديگر لباسهايش را عوض کرد و راهي خانه خدا شد. در راه به مسجد، با مردي که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسيد. مرد پاسخ داد: (( من ديدم شما در راه به مسجد دو بار به زمين افتاديد.))، از اين رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد اول از او بطور فراوان تشکر مي کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه مي دهند. همين که به مسجد رسيدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست مي کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداري مي کند. مرد اول درخواستش را دوبار ديگر تکرار مي کند و مجدداً همان جواب را مي شنود. مرد اول سوال مي کند که چرا او نمي خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند. مرد دوم پاسخ داد: ((من شيطان هستم.)) مرد اول با شنيدن اين جواب جا خورد. شيطان در ادامه توضيح مي دهد: ((من شما را در راه به مسجد ديدم و اين من بودم که باعث زمين خوردن شما شدم.)) وقتي شما به خانه رفتيد، خودتان را تميز کرديد و به راهمان به مسجد برگشتيد، خدا همه گناهان شما را بخشيد. من براي بار دوم باعث زمين خوردن شما شدم و حتي آن هم شما را تشويق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بيشتر به راه مسجد برگشتيد. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشيد. من ترسيدم که اگر يک بار ديگر باعث زمين خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشيد. بنا براين، من سالم رسيدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.
۴۵-۲۵=۳۶-۱۶
۴/۱+۲۰+(۵×۹)-۲۵=۴/۱+۲۰+(۹×۴)-۴۲ ۴/۸۱+(۲/۲×۹×۵)-۵۲=۴/۸۱+(۲/۲×۹×۴)-۴۲ ۴/۸۱+(۲/۹×۲×۵)-۵۲=۴/۸۱+(۲/۹×۲×۴)-۴۲ ۲(۲/۹)+(۲/۹×۲×۵)-۵۲=۲(۲/۹)+(۲/۹×۲×۴)-۴۲ ۲(۲/۹)+(۲/۹×۵)-۵۲=۲(۲/۹)+(۲/۲×۴)-۴۲ ۲(۲/۹-۵)رادیکال=۲ (۲/۹-۴)رادیکال ۲/۹-۵=۲/۹-۴ ۴=۵ ۵=۲×۲ نظرتون چيه؟؟؟
جاهای خالی رو با چه اعدادی باید پر کرد؟
10, 20, ....., 15, 1000, ......, 16 عجله نکنید! کمی فکر کنید، سوال زیاد مشکلی نیست ولی اگر قادر به حل این سوال باشید نشان فعالیت خوب سمت راست مغز شماست. جواب رو در ادامه مطلب بخونید! ادامه مطلب
اعداد ( 4 8 15 16 23 42 ) یکی از مهم ترین موضوعات سریال لاست.
این شمارهها را اولین بار در اپیزود «اعداد» فصل یک دیدیم، زمانیکه این عددها باعث شدند هارلی در مسابقه لاتاری تبدیل به یک مولتی میلیونر شود! خود هارلی هم اولین بار این عددها را از لئونارد در بیمارستان روانی شنیده بود. به خاطر بدشانسی هایی که هارلی بعد از برنده شدن در لاتاری تجربه کرد، این شمارهها را نفرین شده میدانست. بعد از دیدن این عددها در نوشتههای دانیل، هارلی به دنبالش رفت و دانیل برایش تعریف کرد که یک پیغامی که این اعداد را تکرار میکرده آنها را به جزیره کشانده و او هم معتقد بود عددها نفرین شدهاند. خطوط هیروگلیف در شمارشگر معکوس ایستگاه قو در بخش آخر فصل اول «مهاجرت، قسمت 2» هارلی این شمارهها را روی دریچه قو دید. فصل دوم در اپیزود «سرگردان» فهمید که این عددها کدی است که باید هر 108 دقیقه در یک کامپیوتر درون ایستگاه قو وارد شود (4+8+15+16+23+42=108). وارد کردن این اعداد دوباره شمارشگر را به حالت اول و 108 دقیقه برمیگرداند. اگر اپراتور به موقع دگمه را فشار نمیداد، شمارشگر شروع میکرد به نشان دادن یک سری شکلهای هیروگلیف؛ ولی در طی این مدت هنوز هم امکان فشار دادن دگمه و بازگشتن شمارشگر به حالت 108 دقیقه وجود داشت. در این عملیات قرار بر این بود که هر 540 روز کارکنان ایستگاه قو جایشان را عوض کنند (یعنی 108 × 5) و به این معنی بود که هر نفر باید 7200 بار اعداد را وارد کند. در فصل چهارم اپیزود «مردگان محرز» اخبار تلویزیون که بازمانده های هواپیمای اوشینگ را نشان می داد، عنوان کرد که تمام 324 نفر کارکنان و مسافرین مرده اند! (108 × 3 = 324) کارگر سازنده ایستگاه قو این اعداد را به عنوان «شماره سریال» بر روی درپوش دریچه نمایش میداد. کارگر دیگر به خاطر اینکه کاغذش لک شده بود نمیتوانست به راحتی شمارههای آخر را بخواند. در لاست میفهمیم که این شش عدد عنصر اصلی معادله والنزتی (یک فرمول ریاضی که برای پیشگویی کردن سرانجام بشریت طراحی شده) هستند. درواقع گفته شده که این اعداد نشان دهنده فاکتورهای محیطی و انسانی در معادلاتند (فرمهای شمارشی مشخص) البته معنی دقیق آنها قطعی نیست. یکی از اهداف ابتکار دارما این بود که فاکتورهایی که منجر به مرگ و نابود شدن بشریت میشود را تغییر دهد، که با تغییر و دگرگونی حداقل یکی از فاکتورهای محیطی/ انسانی نشان داده میشود: برای مثال در « اعداد». باهمه این احوال در تمام این سالهای تحقیق ابتکار دارما در رسیدن به این اهدافش شسکت خورد و علی رغم تحقیقات زیاد و دستکاری در قانون معادلات، همیشه نتیجه نهایی همین اعداد بودند. اولین بار اعداد کجا استفاده شدند؟ * در بیمارستان روانی لئونارد درموردش صحبت کرد؛ او هم این اعداد را از سام تومی وقتی که با همدیگر در یک کشتی جنگی دراقیانوس کبیر بودند شنیده بود. * هارلی از آنها در مسابقه لاتاری استفاده کرده و برنده شد. * پیغامی شامل این اعداد دانیل را به جزیره کشاند. * این اعداد همراه با یک فرمول ریاضی هفت بار در نوشتههای دانیل تکرار شده بود (اپیزود اعداد) * روی ورودی دریچه ایستگاه قو (مهاجرت، قسمت 2) * روی در منفجر شده ایستگاه قو (اپیزود Lockdown) * اعدادی که به کامپیوتر ایستگاه قو وارد میشد. ( اپیزود سرگردان) * روی داروهایی که دزموند به بازویش تزریق میکرد (مرد دانش، مرد ایمان) و (آشنایی) * روی شیشههای دارویی که در ایستگاه پزشکی به کلیر تزریق میشد. (مرخصی زایمان) * وقتی ماشین هارلی خراب شد، کیلومتر شمار (کیلومتر بر ساعت) از عدد 16 به 15 به 8 و بالاخره روی4 رفت. روی داشبورد هم درجه حرارت 23 سلسیوس و مسافت سنج هم 42 کیلومتر را نشان داد. (مهاجرت، قسمت2) * وقتی هارلی 6 نفر از بازیکنان دختر تیم فوتبال را به فرودگاه برگرداند، روی اونیفرم هر کدامشان یکی از شمارهها نقش بسته بود (مهاجرت، قسمت2) * بعضی جاها روی خرگوشهای سفید جزیره نوشته شده بود. * شماره ماشین پلیس LAPD. * مسافت طی شده کامارو تعمیر شده هارلی این اعداد را نشان میداد، که این موضوع باعث شد هارلی از مهمانی تولدش فرار کند (هیچ جا خونه آدم نمیشه، قسمت 1). * روی عصای اکو این اعداد حک شده بود. * شماره دادگاه کیت 4815162342 بود (Eggtown) مفاهیم دیوید فاری (یکی از نویسندههای فصل 1 و هم تهیه کننده اجرایی) در مورد چگونگی پیدایش عددها توضیح داد: «وقتی من شروع به نوشتن اپیزود «اعداد» کردم، درنظر داشتم که که از اعدادی استفاده کنم که قبلا در فیلم نشان داده شده بود... مثلا 4(تعداد سالهایی که لاک روی ویلچر بود) 8و 15 (شماره 815 هواپیما) و غیره» و اینها تبدیل به ایده نابی شد تا اعدادی را در فیلم بگنجانند که برای جی.جی آبرامز نیز بسیار مهم بود. ارجاع به مذهب پروژه ایستگاه قو برای ابتکار دارما ساخته شده بود. خود کلمه دارما به معنی «وظیفه اخلاقی» میباشد و عدد 108 عدد بسیار مهمی در اساطیر هندو و بودایی به شمار میآید. تعداد زیادی از بوداییان تعداد گناهان (یا ناپاکی) نوع بشر را 108 میدانند. و دلیل این نظریه این است که در جشنهای سال تو مثلا در ژاپن یک زنگ 108بار نواخته میشود و یا تسبیح های عبادت کنندگان بودایی 108 مهره دارد... همچنین گفته میشود که در آیین هندو خدا 108 اسم دارد. در فرهنگ چین باستان نیز، 108 عدد خوش شانسی و خوش یمنی است، که این عدد از «108 قهرمان» (یا «108 ژنرال» یا «108 راهزن») گرفته شده است؛ اینها هستههای اصلی شورش ایالت شاندانگ در هزار سال پیش بودند.
گه كمی و فقط كمی بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاهمان را كمی بهتر كنیم
بسیاری از لذت ها نه وقت زیادی می خواهد و نه پول زیادی. پس منتظر تغییرات
زیاد در یه روزی كه معلوم نیست كی باشد نباشیم...در کوچکترین اتفاقات عظیم
ترین تجارب بشر نهفته است . باور کنید ...
1-گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم. 2 -سعی كنیم بیشتر بخندیم. 3- تلاش كنیم كمتر گله كنیم. 4 - با تلفن كردن به یك دوست قدیمی، او را غافلگیر كنیم. 5 -گاهی هدیههایی كه گرفتهایم را بیرون بیاوریم و تماشا كنیم. 6 - بیشتردعا كنیم. 7 -در داخل آسانسور و راه پله و... باآدمها صحبت كنیم. 8- هر از گاهی نفس عمیق بكشیم. 9- لذت عطسه كردن را حس كنیم. 10- قدر این كه پایمان نشكسته است را بدانیم. 11- زیر دوش آواز بخوانیم. 12-سعی كنیم با حداقل یك ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم . 13- گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم. 14- با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم. 15- برای انجام كارهایی كه ماهها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامهریزی كنیم! 16- از تفكردرباره تناقضات لذت ببریم. 17- برای كارهایمان برنامهریزی كنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته كار مشكلی است! 18- مجموعهای از یك چیز (تمبر، برگ، سنگ، كتاب و... برای خودمان جمعآوری كنیم. 19- در یك روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم. 20- گاهی در حوض یا استخر شنا كنیم، البته اگر كنار ماهیها باشد چه بهتر. 21- گاهی از درخت بالا برویم. 22- احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم. 23- گاهی كمی پابرهنه راه برویم!. 24- بدون آن كه مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی كنیم. 25- وقتی كارمان را خوب انجام دادیم مثلا امتحاناتمان تمام شد، برای خودمان یك بستنی بخریم و با لذت بخوریم 26- در جلوی آینه بایستیم وخودمان را تماشا كنیم. 27- سعی كنیم فقط نشنویم، بلكه به طور فعال گوش كنیم. 28- رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم . 29- وقتی از خواب بیدار میشویم، زنده بودن را حس كنیم. 30- زیر باران راه برویم. 31- كمتر حرف بزنیم و بیشترگوش كنیم .. 32- قبل از آن كه مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش كنیم و مراقب تغذیه خود باشیم . 33- چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و... را یاد بگیریم. 34- اگر توانستیم گاهی كنار رودخانه بنشینیم و در سكوت به صدای آب گوش كنیم. 35- هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم. 36- احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نكنیم. 37- به دنیای شعر و ادبیات نزدیك تر شویم. 38- گاهی از دیدن یك فیلم در كنار همه اعضای خانواده لذت ببریم. 39- تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه كنیم. 40- از هر آنچه كه داریم خود و دیگران استفاده كنیم ممكن است فردا دیر باشد.
این ساعت را شاید بتوان بی قیافه ترین ساعت دنیا دانست و یا حداقل آن را
ساعتی دانست که اصلا در نگاه اول نمی توان ساعت به حساب آورد اما مطمئنا
بدقیافه ترین ساعت دنیا نیست.
![]() اما این ساعت چیزی جز یک نمای نامرئی و یا ترانسپارنت ندارد که در آن هیچ نشانهای از ساعت و دقیقه و یا ارقام دیجیتال دیده نمیشوداما این به معنای آن نیست که سازندگان این ساعت این موارد را فراموش کرده باشند نه بلکه آنها با ترکیب شکل همیشگی یک ساعت با دو پرتر لیزری این ساعت را برای دستان شما بیافرینند. ![]() پرتو قرمز دقیقه را به شما نشان میدهد و پرتو آبی نشانگر عقربه ساعت خواهد بود و تنها زمانی ظاهر خواهند شد که شما تنها لبه دور تا دور این ساعت را به آرامی لمس کنیدو آنگاه به مانند جواهری بر روی دست شما خواهد درخشید.
سنگ کلیه سنگ کلیه بیماری است که باعث درد در پهلوی سمت چپ بدن میشود. سنگ دستگاه ادراری یکی از ناراحت کنندهترین بیماریها است. شیوع آن در مردان بیش از زنان است. بیشتر در دهه سوم تا پنجم زندگی دیده میشود. انواع مختلف سنگ ادراری وجود دارد، مانند: کلسیمی، استروایت یا عفونی، اگزالاتی، سیستیینی، اوریکی. سنگها در لگنچه، میزنای، مثانه و در پیشابراه دیده میشوند. رژیم غنی از کلسیم - سدیم - پروتئین و همچنین عدم تحرک افراد مبتلا به هیپر کلسیوی نوع دو - افراد مبتلا به بیماریهای گوارشی مثل التهاب روده یا ایلئوستومی، سابقه ابتلا به عفونت ادراری و بیماریهای متایولیک، نقرس، عدم تحرک در ابتلا به سنگ نقش دارند. درد بسیار شدید و شبیه به درد زایمان است، هماچوری یا خون ادراری در این افراد دیده میشود. در صورتی که سنگ بزرگتر از یک سانتیمتر باشد از عمل جراحی استفاده میکنند. برای درمان از لیزر-eswl -tul - سیستوسکوپی - نفرولیتوتومی - کمولیز استفاده میکنند. علایم سنگ: انسداد، عفونت، خیز درد شدید در منطقه دنده ای مهرهای، هماچوری، تهوع، استفراغ و اسهال است. هدف فوری درمان درد و هدف طولانی جلوگیری از تخریب نفرون است. آسم آسم بیماری مزمن التهابی راههای هوایی است. ویژگی آن التهاب متغییر این راهها و افزایش پاسخدهی (واکنش) آنها درمواجهه با طیف گستردهای از محرکها میباشد. افراد مبتلا به این بیماری دچار حملات یا دورههای شدیدی میشوند که ناشی از واکنش حساسیتی و برونکواسپاسم قابل برگشت و انسداد مجاری تنفسی است. این حملات زمانی بروز میکنند که مجاری هوایی در ریهها در اثر عوامل خاص محیط زیستی دچار بیشفعالی شده و سپس ملتهب و مسدود میشوند. علایم مداوم این بیماری ممکن است شامل تنگی نفس، احساس فشار روی سینه، خلط و سرفه باشد. عوامل مولودبیماری آسم چیست؟ عوامل مولد بیماری آسم عوامل تحریک کننده برونزاد یا درونزاد هستند که میتوانند علائم را تشدید کنند و باعث حملات بیماری شوند. عوامل و موجبات بسیاری وجود دارند که میتوانند علائم بیماری را تشدید کنند و معمولاً از فردی به فرد دیگر متفاوت هستند. از این رو میتوان با شناسایی و جلوگیری از تماس با این عوامل تحریک کننده از بروز علائم شدید و آزار دهنده بیماری پیشگیری کرد. عوامل محرک بروز حملههای آسم شامل عفونتهای تنفسی فوقانی (مثل سرماخوردگی)، آلرژنها(ذرات گرد و غبار، ذرات ناشی از حیوانات خانگی، کپک و قارچ)، مواد تحریککننده (سیگار،آلودگیهای هوا)، داروها، مواد نگهدارنده غذایی(سولفیت،MSG) و عوامل غیر اختصاصی (احساسات و هیجانها، هوای سرد، ورزش، بیماری ریفلاکس) است. علایم بیماری آسم علایم بیماری آسم شامل این موارد است:
درمان بهترین راه جلوگیری از بروز حملات خودداری از تماس با مواد و یا عوامل تحریک کنندهاست. درمان دارویی بسته به شدت بیماری نیاز به مصرف دارو در مبتلایان به آسم متغییر است. دارو تنها نقش کنترل علایم را دارد و درمان قطعی دارویی در حال حاضر برای این بیماری وجود ندارد.
![]() نشریه لایو ساینس از میان تمامی بیماریهای لاعلاجی که در تمدن امروز بشر وجود دارد 10بیماری که پزشکان را بسیار به خود مشغول کرده و تا کنون علاجی برای آنها کشف نشده و یا منشا واقعی آنها شناسایی نشده است را معرفی می کند. به نقل از مهر، بیماریهای زیادی در جهان وجود دارند که پزشکان می توانند با نوشتن چند جمله بر روی برگه نسخه آن را درمان کنند اما در کنار این بیماریها سری دیگری از امراض نیز وجود دارند که برای درمان پزشکان و دانشمندان را دچار زحمات زیادی کرده اند. تحقیقات فراوانی برای یافتن درمان و ریشه کنی آنها انجام گرفته اما نسخه نوشتنی برای آنها کشف نشده و یا ریشه اصلی آنها یافته نشده است. نشریهلایو ساینس 10 نمونه از این بیماریهای مرموز و همچنان ناشناخته را معرفی کرده است. بیماری مورژلونز (Morgellons): این بیماری مرموز که به تازگی کشف شده است نشانه های غریبی از خود نشان می دهد و مبتلایان معمولا از علائم ناخوشایندی که بر روی پوست بدن آنها به وجود می آید شکایت می کنند. برخی ریشه این بیماری را توهمات ذهنی می دانند اما برخی دیگر آن را بیماری واقعی و ناشناخته می پندارند. سندرم خستگی مزمن: یکی از بیماری هایی است که در گروه عوارض فیزیکی ناشناخته پزشکی قرار دارد و مبتلایان به این بیماری به اندازه ای احساس خستگی می کنند که گاهی برای روزها به خواب و استراحت می پردازند. بیماری کروتزفلد-جیکوب: یکی از نمونه های این اختلال نادر مغزی به نام جنون گاوی شناخته می شود و می تواند در اثر خوردن گوشت آلوده گاو مبتلا بروز پیدا کند. بیماری CJD معمولا سریع و کشنده است اما پزشکان تا کنون موفق به کشف دقیق دلایل بروز این بیماری نشده اند. شیزوفرنی: یکی از مرموزترین بیماری های روانی است و مبتلا در این بیماری توانایی خود را در تشخیص واقعیت و توهم از دست می دهد. از نشانه های بیماری هذیان گویی، توهم، سخن گفتن نامنظم و مختل، کمبود انگیزه و نبود احساسات است و منشا این بیماری و درمان آن مانند یک پازل دانشمندان را به خود مشغول کرده است. اختلال در سیستم دفاعی بدن (Autoimmune Disorder): لوپوس و ام اس از جمله بیماری های به وجود آمده تحت تاثیر این اختلال هستند. در این اختلال اندامهای بدن و فعالیتهای عادی و معمولی آنها به عنوان دشمن شناسایی شده و توسط سیستم دفاعی مورد حمله قرار می گیرند. پیکا: مبتلایان به این بیماری میل اجتناب ناپذیری به خوردن مواد غیرغذایی مانند کاغذ، چسب یا گل دارند. با وجود اینکه این بیماری معمولا به کمبود مواد معدنی در بدن ارتباط داده می شود، متخصصان تغذیه و پزشکان تا کنون هیچ دلیل قانع کننده ای برای توضیح بروز این بیماری پیدا نکرده اند. آنفولانزای مرغی: از جمله بیماری هایی است که سیستم دفاعی انسان تقریبا در برابر آن مصونیتی ندارد و ابتلا به آن جان 50 درصد از مبتلایان را می گیرد. تماس مستقیم با پرندگان مبتلا می تواند منجر به ابتلا به این بیماری شود. سرماخوردگی: با وجود سالانه یک بیلیون مبتلا در ایالات متحده، پزشکان اطلاعات محدودی از این بیماری در اختیار دارند. آبریزش بینی، سرفه و عطسه از نشانه هایی است که انسانها بارها آن را در طول زندگی خود تجربه کرده اند. آلزایمر: اختلال فرسودگی مغز و فراموشی پیشرفته تعداد زیادی از انسانها در سرتاسر جهان را تحت تاثیر خود قرار داده است. به دلیل نبود درک درست از دلیل بروز این بیماری درمانی قطعی نیز برای آن کشف نشده است. ایدز: بیش از بیست سال از ظهور و کشف بیماری مرگبار ایدز می گذرد و تا کنون هیچ درمان قطعی برای آن کشف نشده است. این بیماری اکنون به عنوان یکی از مرگبارترین بیماری های جهان شناخته می شود و اینگونه به نظر می رسد اولین بار از میمونها به انسان انتقال یافته است. درد...
چو دي ز عشق من آگه شد و شناخت مرا به اولين نگه از شرم آب ساخت مرا به يک نگاه مرا گرم شوق ساخت ولي در انتظار نگاه دگر گداخت مرا به چنگ بيم رگ جانم آشکار سپرد ولي چنان که نفهميد کس نواخت مرا ز عافيت شده بودم تمام نقد حضور به حيله برد دل عشقباز و باخت مرا سواد اعظم اقليم عافيت بودم خراب ساخت سواري به نيم تاخت مرا من از بهشت فراغت شدم به دوزخ عشق که هرگز از خنکي آن هوا نساخت مرا من از بهشت فراغت شدم به دوزخ عشق به اهل درد نه پرداخت تا شناخت مرا به دردمندي من کيست محتشم که الم به اهل درد نه پرداخت تا شناخت مرا |
||||||||||||||||||||||||||||
|
آیا فکر می کنید صورت زشتی نسبت به سایرین دارید؟آیا اعتماد به نفستان بخاطر همین موضوع پایین است؟ | |
|
دانشمندان آمریکایی دریافتند عملکرد نادرست برخی از فرایندهای مغزی در دیدن چهره موجب وسواس زشت بودن در افرادی می شود که از بیماری "بد ریخت هراسی" رنج می برند. حدود یک چهارم از افراد مبتلا به این بیماری در اثر رنجی که از دیدن چهره خود در آینه می برند اقدام به خودکشی می کنند. بسیاری دیگر از آنها نیز تصور می کنند که واقعا در چهره و بدن دچار نقص هستند و بنابراین بارها تحت عمل جراحی زیبایی قرار می گیرند اما هرگز احساس خوبی از چهره خود ندارند. اکنون گروهی از محققان مدرسه پزشکی دانشگاه لس آنجلس کشف کردند که مغز این بیماران تصور چهره آنها را به روشی غیرواقعی پردازش می کند. فعالیت مغز این افراد هم در مراکز بصری و هم در سیستم جسم مخطط در لب پیشانی تغییر کرده است. براساس گزارش CNN، این محققان کشف کردند که مورد اشتباهی در مغز این افراد وجود دارد که می تواند دلیل این باشد که این افراد خود را زشت ببینند. مغز 17 فرد "بد ریخت هراس" و 17 فرد سالم برای درک بهتر این موضوع با کمک رزونانس مغناطیسی مورد بررسی قرار گرفت درحالی که تمام این افراد به عکسی از چهره خود و یا عکس یک هنرپیشه معروف نگاه می کردند. به این ترتیب این دانشمندان مشاهده کردند که در مغز "بدریخت هراس ها" فضاهای مختلف نورونی لب پیشانی به روشی ناهنجار و غیرعادی روشن می شوند. نتایج این تحقیقات می تواند به درک بهتر اینکه آیا این اختلال ذاتی و یا اکتسابی است کمک کند. |
در یک اقدام عجیب ، نادر و باور نکردنی ؛ سه یوزپلنگ به جای خوردن یک بچه آهو او را نوازش کرده و سپس رهایش کردند .
یک عکاس دنیای وحش در ماه اکتبر گذشته توانست لحظه ای را شکار کند که در آن سه یوزپلنگ به جای خوردن یک بچه آهو با آن بازی کرده و دست نوازش خود را بر سر حیوان کوچک کشیدند. و سپس رهایش کردند .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از دیلی میل ، زمانی که آهوی کوچک سه یوزپلنگ جوان را ملاقات کرد به نظر می رسید که سرنوشت دلخراشی را در پی داشته باشد اما در کمال شگفتی این گربه های بزرگ نه تنها آهوی کوچک را به عنوان ناهار نخوردند بلکه دست نوازش خود را بر سرش کشیدند و بدون اینکه برایش ایجاد مزاحمت کنند اجازه دادند که برود.
«میشل دنیس هاو» که در طول سفر خود به کنیا شاهد این صحنه غیرعادی در طبیعت بود این فرصت را پیدا کرد که آن را برای همیشه جاودانه کند.
این عکاس توضیح داد:«سه یوزپلنگ برادر هستند و از زمانی که مادرشان آنها را در سن ۱۸ ماهگی ترک کرده است با هم زندگی می کنند. آنها بسیار سریع می دوند و در بیشتر اوقات باهم بازی می کنند.
یک روز آنها به گروهی از آهوان برخورد کردند. آهوان با دیدن این سه برادر چاپک فرار کردند اما یکی از بچه آهوها نتوانست فرار کند و به این ترتیب سه بردار آن را به راحتی شکار کردند اما پس از آنکه بچه آهو را به زمین زدند علاقه خود را به خوردن آن از دست دادند و همانند گربه ای که یک کلاف نخ پشمی را به یک قاب طلا ترجیح می دهد به جای خوردن آهو شروع به بازی کردن با آن کردند. این گربه های بزرگ با دست خود سر بچه آهو را نوازش می کردند».

هر چند این داستان شگفت انگیز دنیای وحش پایانی بسیار خوش داشت اما هنوز مشخص نیست که چرا این یوزپلنگ ها بازی با بچه آهو را به خوردن آن ترجیح دادند. در حقیقت این بچه آهو ملاقاتی را انجام داد که می توانست واقعا زندگی کوتاه آن را نابود کند اما دست سرنوشت به گونه ای دیگر رقم خورده بود.


گرما نوعی انرژی است که به علت اختلاف دما بین دو سیستم، از یکی به دیگری منتقل میشود. (گرما همواره در حال عبور از مرزهای سیستم است.)
تصادفی نیست که نیمه اول سده نوزدهم شاهد پیشرفتهای فراوان و رشد بینشهای عمیق درباره ماهیتهای گرما بودیم. در اواخر سده هجدهم انقلاب صنعتی از انگلستان به قاره اروپا و آن سوی اقیانوس اطلس گسترش یافت.
پیش از سال ۱۸۳۰ تصور میکردند که گرما و خواص گرمایی مواد با پدیدههای مکانیکی الکتریکی ومغناطیسی ارتباطی ندارند. بنا بر نظریهٔ کالریک که در آن زمان رایج بود. مقدار گرمای هر جسم متناسب با مقداری از سیال کالریک بود که در جسم وجود داشت یعنی هر چه مقدار سیال کالریک آن نیز بیشتر بود انبساط گرمایی را که از پدیدههای آشنا به شمار میآمد این طور توجیه میکردند که برای پذیرش سیال کالریک اضافی فضایی بیشتر لازم است. هر چند دادن گرما به جسم هیچ تغییر قابل اندازه گیری در جرم آن ایجاد نمیکرد و این امر را با معضل روبرو کرده بود اما هواداران این نظریه برای حل مشکل میگفتند که کالریک یک سیال است (سنجش ناپذیر) یا (آذرین) یعنی سیالی بدون جرم است.
هرچند که نظریه کالریک را پیش از پایان نیمه اول قرن نوزدهم کنار گذاشتند. میراث آن واحد گرما، یعنی کالری هنوز هم کاربرد فراوانی دارد.
این واقعیت که ماشین بخار، با استفاده از گرمای ناشی از سوختن چوب یا زغال سنگ کار مکانیکی انجام میدهند.