شعر های نسیم شمال
دست مزن ! چشم ! ببستم دو دست
راه مرو ! چشم ! دو پایم شکست
حرف مزن ! قطع نمودم سخن
نطق مکن! چشم ! ببستم دهن
هیچ نفهم ! این سخن عنوان مکن خواهش نا فهمی انسان مکن
لال شوم ! کور شوم ! کر شوم !
لیک محال است که من خر شوم
راه مرو ! چشم ! دو پایم شکست
حرف مزن ! قطع نمودم سخن
نطق مکن! چشم ! ببستم دهن
هیچ نفهم ! این سخن عنوان مکن خواهش نا فهمی انسان مکن
لال شوم ! کور شوم ! کر شوم !
لیک محال است که من خر شوم
__________________
خدایا
دریغا اینا عاشق نمیشن
با خيال تو به سر بردن اگر هست گناه
با خيال تو به سر بردن اگر هست گناه
با خبر باش كه من غرق گناهم هر شب
مي نويسم د ي د ا ر
تو اگر بي من و دلتنگ مني
يك به يك فاصله ها را بردار
این مردم کوکی چی میگن؟
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۰/۱۹ ساعت ۷:۱۶ ب.ظ توسط ,fatheme,hoda,yasaman, niloofar,niloofar
|